پنجشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۹

صدور حکم زندان برای اعضای نهضت آزادی - شانزدهم دی ماه

نهضت آزادی ایران، که انشعابی از جبهه ملی به شمار میرود، در سال 1340 به دست آیت الله محمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس منصور عطایی، حسن نزیه، رحیم عطایی و عباس سمیعی تأسیس شد.
حسن نزیه در یک سخنرانی در همان سال مهم ترین اهداف تأسیس نهضت آزادی ایران را از جمله "احیای حقوق اساسی ملت ایران با استقرار حکومت قانون برای تعیین حدود اختیارات و مسئولیت های مصادر مختلفه مملکت به منظور تأمین واقعی حکومت مردم بر مردم" و نیز "مجاهدت برای تأمین بی طرفی ایران و تضمین آن وسیله دو
بلوک شرق و غرب دنیا از یک طرف و ایجاد همبستگی بیشتر بین کشورهای صلح جوی بیطرف" برشمرد.
مهدی بازرگان نیز در آستانه تشکیل این گروه، شعار "ما ایرانی هستیم، ما مسلمانیم، ما مصدقی هستیم" را برای معرفی آن برگزید.

رهبران نهضت آزادی، از جمله مهدی بازرگان، محمود طالقانی و یدالله سحابی، در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی، سالیانی را در زندان سپری کردند.
آن گونه که در کتاب مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدید نظر نظامی (انتشارات مدرس، مهرماه 1350) آمده است، مهدی بازرگان در دفاعیه خود در دادگاه خطاب به قاضی دادگاه نظامی گفت: "ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. ما از رییس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها بگویند."

مهندس مهدي بازرگان در اولين جلسه دادگاه عادي ويژه شماره (1) دادرسي ارتش، مورّخ 29/7/1342، خود را معرفي مي‌كند.

حكم محكمه نظامي تهران درباره اعضاي موثر نهضت آزادي كه قبلا دستگير شده بودند به اين شرح انتشار يافت:
     آيةالله محمود طالقاني 10 سال زندان، مهندس مهدي بازرگان 10 سال، يدالله سحابي 6 سال، احمد علي بابايي 6 سال، عباس شيباني 6 سال، عزت الله سحابي 4 سال، مهدي جعفري 4 سال، ابوالفضل حكيمي 4 سال و ....

با بسته تر شدن فضای سیاسی، فعالیت نهضت آزادی تقریبا در ایران متوقف شد، اما دفترهای آن در اروپا و آمریکا به رهبری علی شریعتی، ابراهیم یزدی و مصطفی چمران فعالیتهای خود علیه حکومت شاه را افزایش دادند.
مشی نهضت آزادی ایران در رویارویی با نظام شاهنشاهی در آغاز مشروطه گرایانه بود و به تدریج به سیاستهای براندازانه آیت الله خمینی نزدیک شد.



متهمان ‌دادگاه عادي ويژه شماره (1) دادرسي ارتش در ساعت تنفس دادگاه، مهرماه 1342، عشرت‌آباد.

ازراست به چپ، رديف نشسته: مهندس مهدي بازرگان، آيت‌الله سيدمحمود طالقاني، دكتر يدالله سحابي

رديف ايستاده: سيد مصطفي مفيدي، ابوالفضل حكيمي، محمد‌مهدي جعفري، احمد علي‌بابايي، پرويز عدالت‌منش، مهندس عزت‌الله سحابي، دكتر عباس شيباني

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۹

سالروز اعدام بابک خرمدین


بابک خرمدین رهبر اصلی شورشیان ایرانی خرمدین (که آئین آنها شاد زیستن است) که جنبشی محلی آزادی بخش برای سرنگونی خلیفه عباسی بود . به نظر می‌رسد آئین خرمدینان ترکیبی از ارتدکس و بهدین (دین خوب) زرتشت و شاخه‌ای از تفکر مزدکیسم باشد بابک ایرانی از ناحیه آذربایجان ، شمال غربی ایران شورید که افتخارات سیاسی برای ایرانیان در گذشته آورده‌است  شورش خرمدینان بابک در غرب و مرکز ایران گسترش یافت و بیش از ۲۰ سال طول کشید تا اینکه سرکوب شد .سالگرد او را مردمانی شامل ایرانی‌ها ، آذربایجانی‌ها و تاجیک‌ها جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند.ابک مدتی پس از آنکه به جانشینی جاویدان درآمد،  یعنی در سال ۱۹۵ هجری خورشیدی، همزمان با خلافت مأمون خلیفه عباسی در شمال آرتاویل (اردبیل کنونی) علیه عباسیون قیام کرد. او با همسایگان ارمنی خود متحد گردید و توانست حمایت امپراتور بیزانس تئوفیلوس را بدست آورد. هدف نهایی بابک اتحاد مجدد ایران و رهایی ایران از قید خلفای عباسی بود. بابک پیرو آیینی بود که آمیخته‌ای از آیین زرتشتی و مزدکی بود. او و پیروان او معتقد بودند که ابومسلم نمرده است و او منجی است که روزی دوباره بازخواهد گشت و عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد. قیام بابک نزدیک به بیست سال طول کشید. بابک زمانی شکست خورد که متحد پیشین او افشین به او خیانت کرد. با شکست بابک و دستگیری او بسیاری از خرمدینان به امپراتوری بیزانس پناهنده شدند و پیروان او بعدها در سایر مذاهب اسلامی حل گردیدند و می‌توان گفت که قیام خرم‌دینان عملاً آخرین جنبش بزرگ و سازمان یافته احیای دینی ایران پیش از اسلام بود.
 بابک خرمدین سرانجام به سبب خیانتی که حاکم ارمنستان بدو کرد در بند افشین گرفتار شد. افشین وی را به بغداد برده و تحویل داد. بابک را رختی تحقیر آمیز در برش کرده و بر پیل نشانده و در شهر بگردانیدند. امپراتوری عظیم عباسی که از شمال غربی آفریقا تا مرزهای غربی هند گسترده بود، سال‌های سال با بابک در ستیز بود و کاری از پیش نبرده بود. از این روی از دستگیری این پهلوان نامی که همچنان برآئین نیاکان خویش بود، در پوست خود نمی گنجیدند. «گویی بغداد نمی توانست باور کند پهلوان دلیری که سالها او را تهدید می کرد، اکنون در آنجا به اسارت به سر می برد»

او در هفتم ژانویه سال۸۳۸ میلادی برابر با ۶ صفر ۲۲۳ هجری قمری (۱۷ دی ۲۱۶ هجری خورشیدی)، به‌دستور معتصم بالله کشته‌شد. ابتدا دست و پای وی را به‌تدریج قطع کردند. سپس جنازه مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار کشیدند. بر طبق بعضی منابع سر او را بعداً برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان گرداندند. بابک در همان محلی به دار آویخته شد که دیگر قیام کننده ضد عباسی، مازیار، شاهزاده طبری بعدها به بدستور خلیفه عباسی به دار آویخته شد. بعضی منابع مانند خواجه نظام الملک طوسی در کتاب سیاست‌نامه نقل می‌کنند که در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند. بابک صورتش را با دست دیگرش به خون آلوده می‌کرد. وقتی معتصم علت آنرا پرسید. بابک پاسخ داد که چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود من صورتم را خونین می‌کنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است.

قلعه بابک

 اعدام بابك چنان واقعه‌ي مهمي تلقي شد كه محل اعدامش تا چند قرن ديگر بنام خشبه‌ي بابك یعنی چوبه‌ي دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پايتخت دولت عباسي بود شهرت همگاني داشت و يكي از نقاط مهم و ديدني شهر تلقي ميشد .  برادر بابك يعني آذين را نيز خليفه به بغداد فرستاد و به نايبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند
خواجه نظام ملک طوسی میگوید: معتصم را سه فتح برآمد که هر سه قدرت اسلام بود: اول فتح روم، دوم فتح بابک، سوم فتح مازیار گبر به طبرستان، که اگر از این سه فتح یکی بر نیامده بودی، اسلام شده بود.

وزه ایرانیان از 10 تا 13 تیر ماه هر سال بر قلعه سر به فلک کشیده او گرد هم می آیند و مراسم زادروزش را گرامی می دارند . مردم ایران از شهرهای مختلف راهی کلیبر در شمال اهر می شوند

چهارم ژانویه - چهاردهم دیماه

  • سالروز مثله کردن و اعدام بابک خرمدین به دست معتصم خلیفه عباسی در سال 838 میلادی
  • فروش اولین سلاح کلت به دولت آمریکا توسط ساموئل کلت در سال 1847
  • اعلام تصمیم غیر منتظره محمد رضا شاه پهلوی به سال 1969 (1347) در هند مبنی بر جدایی بحرین در صورت تمایل مردم آن منطقه و علارقم مخالفت مجلس شورای ملی
  • ارسال پيام آيت الله خميني در سال 1367 به ميخائيل گورباچف رهبر وقت شوروي
  • جامعه مدرسین حوزه علميه قم در سال 2010 (1388) از آيت الله يوسف صانعي سلب مرجعيت کرد.
  • افتتاح بلند ترین ساختمان دنیا در دبی در سال 2010

دوشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۹

تشکیل ارتش واحد سراسری توسط سردارسپه

یش از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، کشور ایران دارای ارتش متمرکز و نظام یافته نبود. از جنگ‌های فتحعلیشاه با روسیه سالها گذشته بود و تلاش‌های امیرکبیر در دارالفنون نیز در این راه به شکست انجامیده بود. شاهان اواخر دوره قاجار، معمولاً از ارتش‌های محلی خوانین، و یا ارتش‌هایی که توسط خارجیان و با هزینه دولت ایران تشکیل شده بود، استفاده می‌کردند. نمونه این ارتش‌ها بریگاد قزاق (تحت امر و زیر نظر روس‌ها و بعدها انگلیس‌ها)، پلیس جنوب (تحت امر و زیر نظر انگلیس‌ها) و ژاندارمری (زیر نظر افسران سوئدی و اتریشی) بودند. طبیعی است که ارتشهای محلی فاقد تجهیزات یک دست و سنگین بوده و اغلب توسط سلاح‌های قدیمی سبک تجهیز شده بودند.

 براساس همين موافقت بود كه پالكونيك دومانتوويچ در زمستان ۱۲۵۷ خورشيدى به همراه هزار قبضه تفنگ و دو عراده توپ به ايران آمد و «قزاقخانه شاهنشاهى» را تأسيس كرد. او كه در آموزش نظامى واحدهاى سواره نظام تخصص داشت يك نيروى سوار ۸۵۰ نفرى به سبك سواره نظم روسى تشكيل داد. پس از دومانتوويچ، در سال ۱۲۶۰ پالكونيك چاركوفسكى به عنوان مستشار، مأمور اداره نيروى قزاق در ايران شد و در اين نيرو در زمان او توسعه پيدا كرد و به عنوان «بريگاد قزاق» شهرت يافت. پس از چاركوفسكى نوبت به پالكونيك كاساكوفسكى رسيد كه او نيز در توسعه بريگاد قزاق كوشيد. كاساكوفسكى به هنگام ترور ناصرالدين شاه قاجار توانست نظم پايتخت را تا رسيدن مظفرالدين ميرزا (وليعهد) به تهران حفظ كند و مورد توجه شاه جديد قرار گيرد.


فرماندهى بريگاد قزاق در زمان محمدعلى شاه به عهده كلنل لياخوف بود كه در اقدام عليه مشروطه و به ويژه به توپ بستن مجلس نقش مهمى ايفا كرد. او پس از فتح تهران به دست مجاهدان مشروطه خواه بركنار شد و جاى خود را به پرنس وادبولسكى داد. پس از سقوط حكومت تزارى در روسيه كشاكش بر سر فرماندهى قواى قزاق در ايران بالا گرفت و بريتانيايى ها كوشيدند اين نيروى نظامى را تحت فرمان بگيرند. ناتوانى دولت ورشكسته ايران در تأمين مواجب نيروهاى قزاق از مهمترين عوامل فراهم شدن شرايط كودتاى ۱۲۹۹ بود.

 نيروى ژاندارمرى نيز تا آن زمان بيشتر تحت فرماندهى مستشاران سوئدى اداره مى شد و تأمين امنيت راه ها و گذرگاه هاى مرزى را بر عهده داشت. در جريان جنگ جهانى اول، نيروى ژاندارم ايران كه به متحدين متمايل بود در مناطق مركزى و جنوب با مأموران آلمانى (مانند واسموس) همكارى كرد و به همين دليل پس از پايان جنگ و شكست متفقين وضعيت نامناسبى يافت.



رضاخان در کنار احمدشاه
 پس از كودتاى ۱۲۹۹ و ظهور رضاخان سردار سپه، اهميت نيروى نظامى و لزوم يكپارچگى آن مورد توجه قرار گرفت. سردار سپه، وزير جنگ وقت در روز ۱۴ دى ۱۳۰۰ (كمى بيش از ده ماه پس از كودتا) قزاقخانه، ژاندارمرى و ساير قواى مسلح را در يكديگر ادغام كرد و ارتشى واحد پديد آورد. به دستور او درجات سابق نظامى (مانند اميرتومان، اميرپنجه، كلنل، ماژور و كاپيتان) لغو و به جاى آن درجاتى چون اميرلشكر، سرتيپ، سرهنگ، ياور، سلطان و نايب متداول شد. در تشكيلات جديد ارتش ايران پنج لشكر، يك اركان حرب و يك شوراى قشون پيش بينى شد.

سردارسپه شخصاً فرماندهى لشكر مركز را به عهده گرفت و اميرلشكر احمد آقاخان (امير احمدى) به فرماندهى لشكر غرب، اميرلشكر حسين آقا خزاعى به فرماندهى لشكر شرق، اميرلشكر اسماعيل خان (اميرفضلى) به فرماندهى لشكر آذربايجان و اميرلشكر محمود آقاخان (آيرام) به فرماندهى لشكر جنوب منصوب شدند. اميرلشكر عبدالحميد خان غفارى (سردار مقتدر) به رياست شوراى قشون و سرتيپ امان الله ميرزا نيز به رياست اركان حزب تعيين شدند.

استعداد قشون و لشکرهای پنجگانه آنگونه که بعداً اعلام شد به این شرح بود
 ۱- لشکر مرکز به فرماندهی سردار سپه رضاخان وزیر جنگ: ۸۹۶ صاحبمنصب، ۱۳،۳۶۳ سرباز و ۳۹۹۶ رأس دواب
 ۲- لشکر شمال غرب به فرماندهی سرتیپ اسمعیل آقا و ریاست ستاد سرهنگ محمد حسین فیروز: ۲۱۱ صاحبمنصب، ۳۷۹۹ سرباز و تعداد دواب ۱۰۴۵ رأس
 ۳- لشکر شرق به مرکزیت مشهد به فرماندهی میرپنج حسین آقا و ریاست ستاد سرهنگ محمدحسین میرزا: ۱۳۷ صاحبمنصب، ۳۳۷۷ سرباز و ۱۱۱۹ رأس دواب
 ۴- لشکر جنوب به مرکزیت اصفهان تحت فرمان میرپنج محمودخان آیرم و ریاست ستاد نایب سرهنگ حیدرقلی: ۱۸۸ صاحبمنصب، ۲۷۲۱ سرباز و ۶۵۱ رأس دواب
 ۵- لشکر غرب به مرکزیت همدان تحت فرمان به فرماندهی میرپنج احمدآقا خان امیراحمدی و ریاست ارکان حرب نایب سرهنگ فرج‌الله آق‌اولی: ۵۵۱ صاحبمنصب، ۴۰۶۵ سرباز و ۱۱۵۱ رأس اسب

با این وجود ۵ سال بعد و در سال ۱۳۰۵، استعداد نیروهای ارتش ایران به زحمت به ۴۰ هزار نفر می‌رسید.


رضا خان، سامانه آموزش نظامی در مدارس نظام و دانشکده افسری را بر اساس پیاده نظام مدرن اروپایی تدوین کرد. همچنین در اردیبهشت ۱۳۰۱، اعلام نمود که هرساله تعدادی افسر ایرانی را برای آموزش فنون نظامی به فرانسه خواهد فرستاد. اولین گروه از این افسران در سال ۱۳۰۲ به دانشکده افسری سن سیر اعزام گردیدند. قشون کشی‌های داخلی و جنگهای نامنظم نیز به کسب تجربه بیشتر توسط نیروها کمک شایانی نمود.


طی سال ۱۳۰۱، رضا شاه مقدمات خرید تفنگ و مهمات سبک را از اروپا فراهم کرد. این سلاح‌ها از سال ۱۳۰۲ وارد ارتش ایران شدند. اولین سلاح‌های سنگین خریداری شده توسط رضا خان، چهار زره‌پوش رولزرویس بود که به دلیل نبود جاده‌های مناسب در کشور و قیمت بسیار زیاد، هیچگاه در جنگ از آنها استفاده نشد و بیشتر در بحران‌های سیاسی و حکومت نظامی‌های پایتخت مورد استفاده نمایشی قرار گرفتند.


نقش بزرگ نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در سرکوب موفق قیام عشایری عراق در سال ۱۲۹۹، تاثیر زیادی بر مقامات ارتش ایران گذاشت. در همین راستا در میان سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۵، نخستین گام‌های لرزان برای تشکیل نیروی هوایی ارتش ایران برداشته شد. بدین ترتیب مجموع هواپیماهای ارتش ایران در سال ۱۳۰۵ به هفده فروند رسید.

رضاخان پشت مسلسل

ارتش نوین ایران در ابتدای تشکیل، بسیار پرهزینه (به نسبت درآمد آن‌روز کشور) بود. در ۲۱ بهمن ۱۳۰۰، مجلس شورای ملی، بودجه ۹ میلیون تومانی ارتش را بدون تغییر تصویب نمود. با ورود دکتر آرتور میلسپو آمریکایی به ایران، درآمد کشور اندکی متوازن شد و با جلوگیری از ریخت و پاش‌ها، بودجه ارتش نیز به تدریج افزایش یافت. طی سال‌های بعد، حدود ۴۰٪ از بودجه کشور صرف ارتش می‌شد.


رضاخان و اعضای خانواده
تشكيلات جديد قواى مسلح كه تحت نظر سردارسپه اداره مى شد مهمترين عامل پيشرفت او بود. ارتش جديد توانست امنيت را در سراسر كشور تأمين و بسيارى از نافرمانى ها را سركوب كند. رجال سياسى و دولتمردانى كه از هرج و مرج و ناآرامى هاى پس از جنگ جهانى به ستوه آمده و نگران از هم پاشيدن ايران بودند، اقدامات سردارسپه را ستايش و از او در مسير پيشرفت سياسى حمايت كردند. اهميت ارتش، پس از انقراض قاجاريه و به سلطنت رسيدن رضاشاه نيز حفظ شد. رضاشاه در تمام سال هاى حكومتش روحيه نظامى گرى داشت و ارتش را به عنوان مهمترين پايه اقتدار، مى شناخت و حفظ مى كرد.

علاقه او به ارتش و امور نظامى به حدى بود كه تمام پسرانش را به تحصيل در دانشگاه جنگ واداشت و مايل بود در آنها نيز روحيه نظامى گرى به وجود آورد. گفته مى شود او خانه اش را نيز چون يك پادگان اداره مى كرد، هميشه لباس نظامى مى پوشيد و مانند دوران سربازى روى زمين مى خوابيد

سوم ژانویه - سیزدهم دیماه

  • در سال 1694 شه عباس دوم برای اولین بار هندیان را از قندهار اخراج کرد.
  • تشکیل سازمان ارتش توسط رضاشاه پهلوی در 1921
  • انحلال پارلمان ایتالیا توسط موسوليني در سال 1925 و شروع دیکتاتوری او
  • پایان جنگ سرد در سال 1989
  • کشف بحث برانگیز تابوت فرعون توت عنخ امون در سال 1924 
  • تاسیس شرکت اپل در سال 1977
  • کاوشگر اسپریت  در سال 2004 به مریخ نشست
  • پاپ ژان پل دوم در سال 1962 فیدل کاسترو را تکفیر کرد.
  • درگذشت نیما یوشیج، بنیانگذار شعر نو فارسی در سال 1338

شنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۹

انقلاب کوبا و آغاز حکومت فیدل کاسترو - یکم ژانویه


باتیستا که او را «دیکتاتور کوبا وعامل بیگانه» توصیف کرده اند در آخرین روز سال میلادی ۱۹۵۸ بر اثر فشار نیروهای انقلاب، به جمهوری دومینیکن گریخت و پناهنده این دولت شد و یکم ژانویه سال ۱۹۵۹ فیدل کاسترو رهبر انقلاب، پیروزی آن را اعلام داشت و زمام امور را به دست گرفت.
کاسترو در نطق یکم ژانویه سال ۱۹۵۹ گفت که علاقه مند به حکومت کردن بر کسی نیست؛ تنها به نام مردم کوبا و تا زمانی که احساس کند انقلاب، دیگر تهدید نمی شود زمام امور را به دست خواهد داشت. آرزو و هدف او تنها تامین رفاه برابر برای مردم کوبا و بازگرداندن احترام و حیثیت به آنان و اجرای برنامه های آموزش و پرورش و درمان یکنواخت و رایگان و تامین بازنشستگی همگانی و زدودن اندوه و نگرانی از بیکاری و تبعیض، و حذف نظام طبقاتی از فرهنگ کوباییان است. 
کاسترو در سومین نطق پس از پیروزی انقلاب گفت که از آن نگران است که انقلابیون واقعی و دلسوزان مردم و همرزمان او از صحنه کنار بروند و با کناررفتن آنان، فرصت طلبان جایشان را بگیرند و انقلاب را از هدفهایش دور سازند و منحرف و متلاشی کنند. وی از کوبائیان خواست که مانع خروج پدران انقلاب از صحنه شوند که تمامیت و حاکمیت کوبا از دست خواهد رفت. کاسترو گفت که اجازه نخواهد داد سیاستی از خارج بر کوبا تحمیل شود و مردم کوبا خودشان الگو و استاندارد برای نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شان تعیین خواهند کرد و معمار آینده بنای جامعه و نظام اجتماعی شان خواهند بود. وی تاکید کرد که هر ملتی حق دارد خط خودش را دنبال کند و در این راه استقلال کامل داشته باشد.

یکم ژانویه در عین سالروز پایان استعمار اسپانیا بر کوبا در سال ۱۸۹۹ بود. فیدل کاسترو در پی یک بیماری، از سال ۲۰۰۸ و در ۸۲ سالگی اختیارات حکومتی اش را با تصویب پارلمان کوبا به برادرش رائول که پنج سال از او کوچکتر است واگذار کرد و از آن پس به کار نوشتن مقاله و کتاب و دادن نظر پرداخته است. وی در دهه یکم قرن ۲۱ شاهد پیروزی خط خود در آمریکای لاتین و روی کارآمدن چپگرایان در این منطقه بوده است که در هر فرصتی به کوبا می روند و با او ملاقات و مشورت می کنند. در پاییز ۲۰۰۸ سران چین و روسیه در دیدار از کوبا با کاسترو ملاقاتهای طولانی داشتند و بعدا در گفتار خود از او تمجید کردند و نماد مقاومت و عشق به مردم خواندند

یکم ژانویه - 11 دی ماه

  • آغاز سال در اغلب کشورهای جهان
  • پیروزی انقلاب کوبا در سال 1959 به رهبری فیدل کاسترو
  • درسال 1914 نخستين شركت مسافرت هوايي درجهان در فلوريداي آمريكا آغاز بكار كرد
  • ارائه رسمی یورو در ژانویه سال 1999