چهارشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۹۰
آزمایش اولین واکسن بر روی انسان توسط لویی پاستور
لویی پاستور، پدر میكروبشناسی نوین و كاشف اولین واكسنها برای حیوانات است. از دورانهای ماقبل تاریخ تا قرن ۲۱ حیوانات به انواع بیماریهای كشنده مبتلا می شدند. از جمله این بیماریها میتوان به سیاهزخم، تب برفكی، طاعون گاوی، آنفلوآنزای خوك و طاعون طیور اشاره كرد. این بیماریها نه تنها حیوانات را مبتلا میكردند بلكه رفاه انسانهایی را كه در رژیم غذایی خود (گوشت، شیر، كره، پنیر و غیره) به حیوانات اهلی مثل گاو، گوسفند و خوك وابسته اند ، نیز تهدید میكردند. همچنین انسانها در جنبههای دیگر زندگی نیز از چرم و پشم و نیروی آنها در شخم زدن استفاده میكردند. اما با تلاشهای یك محقق فرانسوی لویی پاستور این بیماریها اكنون بسیار كمتر دیده میشوند.
● آوریل ۱۸۶۴، میكروبها و پیدایش میكروبشناسی نوین
تا نیمه دوم قرن نوزدهم تئوخودزایی یا خلق الساعه (به وجود آمدن جاندار از مواد بی جان) مورد تایید همگان بود. گمان می رفت كرمهایی كه بر روی گوشت در حال فاسد شدن به وجود میآیند خود به خود ایجاد میشوند. دانشمندان با مشاهده قسمتهای بسیار كوچكی از بافتهای بیمار در زیر میكروسكوپهای قوی گمان میكردند كه این بیماریها در اثر خودزایی به وجود آمدهاند.اما پاستور با آزمایشات خود نشان داد عكس این قضیه صادق است. سخنرانی مشهور او در آوریل ۱۸۶۴ نظریه میكروبی را به اثبات رساند. نظریه میكروبی معتقد است بیماریها توسط میكروبها و سایر موجودات ذرهبینی سرایت میكنند. میكروبشناسی نوین پس از آن بود كه متولد شد و پاستوریزه سازی و ضدعفونی كردن مایعات بزودی به مهمترین راه حفاظت از انسانها در مقابل بیماریها تبدیل شد.
● تضعیف میكروبها، كلید واكسیناسیون
بزودی پاستور دریافت كه موجودات زنده میكروسكوپی بیماریهای متفاوتی را سبب میشوند. او ابتدا متوجه شد كه چگونه میتواند بعضی از این موجودات را در محیط آزمایشگاه پرورش دهد. (این موجودات امروزه به باكتری مشهورند) سپس فهمید كه بعضی دیگر از این موجودات در بافتهای بدن حیوانات رشد مییابند (امروزه این موجودات به عنوان ویروس شناخته میشوند). سپس ایده تضعیف این موجودات به ذهنش خطور كرد. وی با قرار دادن باكتریها در معرض بعضی از مواد شیمیایی یا حرارتدادن آنها توانست آنها را ضعیف كند و در خصوص ویروسها این كار را با مبتلا كردن یك حیوان توسط حیوانی دیگر انجام داد. پاستور دریافت كه این موجودات زنده میكروسكوپی منجر به بیماری نمیشوند اما جانور را در مقابل موجودات میكروسكوپی مهلك از نوع مشابه كه بعد از واكسیناسیون وارد بدن میشوند ایمن میكند.
● فوریه ۱۸۸۰ اولین واكسن حیوانات
پاستور تحقیقات خود را در خصوص وبای ماكیان ادامه داد. این باكتری اولین بار توسط پاستور شناسایی شد. پروسه ضعیف كردن این باكتری به آسانی با قرارگیری در معرض هوا بمدت طولانی انجام گرفت.
● مه ژوئن ۱۸۸۱ اولین واكسن سیاه زخم
پس از تحقیقات بسیار دشوار پاستور در فوریه ۱۸۸۱ كشف واكسن سیاهزخم كه در میان گوسفندان بیش از سایر حیوانات رایج بود را رسما اعلام كرد. این بار او با نگهداری باكتری در دمای د۴۲۰ سانتیگراد و افزودن مقداری پتاسیم به آن به باكتری ضعیف شده دست یافت. دامپزشكی به نام «هیپولیت روسینگل» كه با نظریه میكروبی پاستور مخالف بود او را به مبارزه طلبید و از او خواست تا آزمایشی را با ۵۰ گوسفند در مزرعه خود روسینگل انجام دهد. پاستور مبارزه را پذیرفت و ۲۵ گوسفند را واكسینه كرد. این گوسفندان بعد از واكسیناسیون در معرض میكروب سیاهزخم قرار گرفتند. همزمان ۲۵ گوسفند باقی مانده تنها در معرض میكروب این بیماری قرار گرفتند و واكسینه نشدند. در ۲ ژوئن پاستور به مزرعه روسینگل رفت تا شاهد پیروزی خود باشد. تمام گوسفندهای واكسینه شده سالم بودند اما گوسفندان دیگر یا مرده بودند یا بشدت بیمار.
● مه ۱۸۸۴ واكسن هاری برای سگها
پاستور تحقیقات بر روی هاری را در ۱۸۸۰ آغاز كرد. تحقیقات به كندی پیش میرفت زیرا او با ویروس سروكار داشت و ویروسها در محیط آزمایشگاه رشد نمییابند. اما او از روش انتقال ویروس از یك حیوان به حیوان دیگر استفاده كرد و موفق شد. واكسن هاری برای سگها در سال ۱۸۸۴ به جهان معرفی شد. از آنجا كه این واكسن در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفت .
● ژوییه ۱۸۸۵ واكسن هاری برای انسانها
چیزی كه بیش از واكسن هاری سگها مورد احتیاج بود واكسن هاری برای انسانها بود. تحقیقات بیشتری انجام شد. سپس در ۶ جولای ۱۸۸۵ مردی به نام «تئودور وان» به همراه پسری به نام ژوزف میستر و مادرش به نزد پاستور رفتند. دو روز قبل از آن ژوزف توسط سگ تئودور كه تمام نشانههای بیماری هاری را داشت مورد حمله قرار گرفته بودند. سگ، ژوزف را ۱۲ بار گاز گرفته بود و او بشدت مجروح بود. آیا پاستور میتوانست به او كمك كند؟
پاستور با یكی از دوستانش كه پزشك بود مشورت كرد و او پذیرفت كه ژوزف را معاینه كند. ژوزف با مرگ دست و پنجه نرم میكرد تا در ساعت ۸ شب اولین تزریق دارو انجام شد. پس از آن بمدت ۱۱ روز، ۱۲ تزریق دیگر انجام شد. ژوزف جوان نجات یافت.این دومین واكسن انسانی بود كه كشف شد. واكسن آبله اولین واكسن انسانی بود كه توسط «ادوارد جنر» ۸۹ سال قبل از كشف واكسن انسانی هاری تولید شد.
سه ماه بعد در ۱۶ اكتبر سال ۱۸۸۵ پاستور نامه ای دریافت كرد كه به او شانس دیگری می داد تا بار دیگر واكسن هاری خود را به بوته آزمایش بگذارد. بیمار چوپانی ۱۵ ساله به نام «ژان باتیست» بود كه در ۱۴ اكتبر مورد حمله سگ قرار گرفته بود و درمان در ۲۰ اكتبر یعنی ۶ روز بعد آغاز شد. آیا بیماری بیش از حد پیش رفته بود؟
در روز ۲۶ اكتبر بعد از ۸ بار تزریق دارو، ژان هنوز به مرگ تسلیم نشده بود و در این روز پاستور موفقیت خود را اعلام كرد. پاستور یك شبه به قهرمانی بین المللی تبدیل شد.
منبع: سایت آفتاب
چهارم جولای - تیرباران آخرین تزار روسیه به همراه تمامی اعضای خانواده
4 بلشویک و 7 سرباز بودند که سربازان آن از اسرای مجارستانی که اصلا قادر به تکلم به روسی نبودند انتخاب شده بودند. یکی از آنان ایمگره ناجی نام داشت که بعدها به نخست وزیری مجارستان رسید و پس ازسرکوب انقلاب مردم مجارستان در سال 1956 توسط ارتش سرخ، او اعدام گردید. یورووسکی در غروب روز 16 جولای 1918 یک آشپز 15 ساله را به نزد تزار که به همراه دخترانش برای پیاده روی به حیاط رفته بودند فرستاد و به او گفت که عمویش قصد ملاقات او را دارد. در ساعت 7 غروب یوروسکی افراد چکا را گرد آورد و به آنان گفت ما امشب تزار و تمام اعضای خانواده اش را میکشیم .
| تزار بهمراه همسر و فرزندانش |
. تمام آنان در روز 17 جولای توسط بلشویک ها بیرحمانه به قتل رسیدند
در ابتدای صبح روز 17 جولای 1918 آنان به زیر زمین ایپاتیف هاوس برده شدند و تزار درخواست سه صندلی نمود که به او داده شد. دقایقی بعد عده ای که همگی مسلح به روولور بودند وارد اتاق شدند یورووسکی با شکلی غیر رسمی به تزار گفت تعدادی از اعضای فامیل شما قصد داشتند شما را آزاد کنند اما نقشه آنان شکست خورد و حالا ما شما را میکشیم. نیکلای تنها توانست بگوید چه... و قبل از آنکه حرف او تمام شود توسط یورووسکی به سر او شلیک شد. الکساندرا همسر تزار که این صحنه را میدید بلافاصله توسط پیتر ارماکوف و قبل از آنکه بتواند یک علامت صلیب بر روی سینه خود بکشد به همراه دو خدمتکارش کشته شد. او از ناحیه سمت چپ سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ارماکوف که مست بود جنازه او و همسرش را با سر نیزه سوراخ سوراخ نمود.
یورووسکی لباس آنان را از تنشان خارج نمود و جنازه آنان را آتش زد. او سپس بقایای این اجساد را به یک معدن متروکه در گانینا یاما که در 19 کیلومتری شمال ایکاتنبورگ قرار داشت برد در آنجا رها نمود.پس از سقوط شوروی در ابتدای دهه 1990 محققان اقدام به کشف محل دفن خانواده سلطنتی و کشف رمز ژنتیک آنان نمودند و در سال روز اعدام آنان در سال 1998 بقایای اجساد خانواده تزار در کلیسای پیتر و پل طی تشریفاتی دفن گردید.
در ۱۹۸۱ نیکلای دوم و خانواده نزدیکش از سوی کلیسای ارتدکس در تبعید روسیه جایگاه قدیسی یافتند و شهید شناختهشدند. در ۱۴ اوت۲۰۰۰ نیز رایستان کلیسای کاتولیک روسیه آنان را قدیسشناخت.
شواهدي كه بعدها به دست آمد ، لنين فقط دستور قتل نيكلاي دوم را داده بود و اعضاي خانواده تزار و خدمه اش به طور غيرقانوني و فقط به تصميم ياكوف يوروفسكي رئيس زندانبان ها به قتل رسيدند.
پنجشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۹
ترور حسنعلی منصور
![]() |
| حسنعلی منصور |
یكم بهمن 1343 (21 ژانويه 1965) حسنعلي منصور نخست وزير وقت پس از پياده شدن از خودرو نخست وزيري در ميدان تاريخي بهارستان براي ورود به ساختمان مجلس، هدف سه گوله قرار گرفت و چهار روز بعد در بيمارستان پارس درگذشت و محمد بخارايي كمي پايين تر از مسجد سپهسالار به اتهام تيراندازي به منصور دستگير شد. منصور در پياده رو ميدان بهارستان، بلافاصله پس از پياده شدن از اتومبيل و پيش از ورود به مجلس هدف گلوله قرارگرفته بود. چند ساعت پس از انتقال منصور به بيمارستان، شاه امير عباس هويدا ـ وزير دارايي و دوست نزديك منصور ـ را به رياست موقت شوراي وزيران برگزيد كه پس از درگذشت منصور جاي وي را گرفت و نخست وزير شد و 13 سال در اين سمت باقي بود.
در پي تير اندازي به منصور، سر لشكر حسن پاكروان رئيس وقت ساواك جاي خود را به سپهبد نعمت الله نصيري رئس شهرباني کل کشور داد (تفصيل اين جا به جايي را بانو فاطمه پاكروان بيان داشته كه در قسمت تاريخ شفاهي ايران در دانشگاه هاروارد محفوط است). نخست وزيري منصور ده ماه و چهارده روز طول كشيد. از نوشته اصحاب اطلاع چنين بر مي آيد كه يكي از انگيزه هاي قتل حسنعلي منصور اصرار او به دادن مصونيت قضايي به نظاميان آمريكايي در ايران بود. چند روز پس از درگذشت منصور، شاه شديدا سياست انگلستان را به باد انتقاد گرفت. پاره اي از مفسران با توجه به انتقاد شاه از انگلستان حدس زده بودند كه ممكن است رقابت پنهاني انگلستان و آمريكا در ايران به ترور حسنعلي منصور انجاميده باشد، زيرا در هواداري منصور از سياست آمريكا ترديد وجود نداشت. همچنين در جامعه ايراني وقت از ديرزمان اين شايعه رواج داشت که دولت لندن از حاميان بازاريان مذهبي است. طراح ترور حسنعلي منصور از اين دسته از بازاريان بودند.
| عاملین ترور منصور:صادق اماني، رضا صفارهرندي، مرتضي نيكنژاد و محمد بخارايي |
هفتاد روز پس از اين رويداد، در كاخ مرمر به سوي شاه نيز تيراندازي شد.
علي منصور پدر حسنعلي هم در زمان رضاشاه نخست وزير ايران بود. وي در شهريور 1320 و در زماني بسيار حساس كناره گيري كرده و فروغي که ميانه خوبي با رضاشاه نداشت برجايش نشسته بود. حسنعلي منصور كه موسس حزب ايران نوين بود قبلا دبيري شوراي عالي اقتصاد را بر عهده داشت.
بیست و یکم ژانویه - سی و یک دیماه
- تيراندازي به حسنعلي منصور نخست وزير وقت در ميدان بهارستان و مرگ او در سال 1965-1343
- سالروز تاسيس حزب كمونيست ايتاليا، بزرگترين حزب ماركسيستي جهان غرب در سال 1921
- سالروز اعدام لویی شانزدهم، پادشاه مخلوع فرانسه در سال 1775
- سالروز مرگ لنین، رهبر انقلاب بلشويکي اکتبر 1917 و بنيادگذار روسيه شوروي در سال 1917
- تعطیلی كنسولگري هاي انگلستان به تصميم دكتر مصدق در شهرهاي ايران در سال 1952
- ممنوعیت کشیدن سیگار در نیویورک توسط بانوان در اماکن عمومی و در سال 1908
- دوشنبه سیاه در تاریخ بورس و در سال 2008
بسکتبال
بسکتبال مانند سایر رشته های ورزشی تاریخچه خاص خود را دارد و از زمان پیدایش آن تاکنون ، تغییرات قابل ملاحظه ای در قوانین ، مقررات ، شکل بازی و دیگر ابعاد آن بوجود آمده است.
قبل از اختراع رسمی ورزش بسکتبال ، ورزشهایی بوده اند که شباهت زیادی به بسکتبال داشته اند. در قرن دهم قبل از میلاد ، نوعی بازی به نام ’’پوک تا پوک‘‘ در قبایل اولمک مکزیک رواج داشت که در آن از حلقه و توپی شبیه بازی بسکتبال امروزی استفاده می شد. ’’پوک تا پوک‘‘ بعنوان یک جشن مذهبی شناخته می شد. توپ بازی ، از برگ و ساقه گیاهان مقدس ساخته شده بود و حفره هایی به منزله سبد وجود داشت و در اطراف زمین ، مجسمه خدایان آن زمان تعبیه شده بود.
در قرن شانزدهم نوعی بازی شبیه به بسکتبال به نام ’’اولامالیتزلی‘‘ در میان آزتکهای مکزیک رایج بود. در این بازی ، بازیکنان تلاش می کردند توپ لاستیکی توپری را وارد یک حلقه سنگی نمایند و بازیکن برنده می توانست تمام لباسهای تماشاچیان را تصاحب کند و کاپیتان تیم مغلوب اعدام می گردید.
| یک بازی بسکتبال در ۱۹۳۴ در بالتیمور |
در سال ۱۸۹۱ میلادی (۱۲۷۰ هجری شمسی) یک آموزگار ورزش بسکتبال را ابداع کرد. این استاد ورزش ، آقای دکتر ’’جیمز نیسمیت‘‘ از ایالت ماساچوست آمریکا بود. او برای نخستین بار ، ورزش بسکتبال را در استادیوم ’’اسپرینگ فیلد‘‘ به نمایش درآورد. چون در فصول سرما برنامه ای برای آماده نگهداشتن بازیکنان رشته های بیسبال و فوتبال آمریکایی وجود نداشت ، نیاز به یک ورزش سالنی که بتواند با حداقل امکانات و کمترین خطر ، بدن بازیکنان این دو رشته را درفرم دلخواه نگه دارد ، جیمز نیسمیت را به ابداع این رشته ورزشی واداشت. در ابتدا بجای حلقه از سبدهای مخصوص میوه استفاده می شد که شباهت زیادی به زنبیل داشتند. علت نامگذاری بسکتبال نیز از همین جاست. چون ته سبدها بسته بود ، هربار که توپ وارد سبد می شد با استفاده از نردبان توپ را که در واقع لاستیک داخلی توپ فوتبال بود ، از سبد خارج می کردند. بعدها شکل سبد و توپ تکامل یافت و به شکل کنونی درآمد. در ابتدا بعد از هربار گل شدن ، توپ از نیمه زمین به جریان می افتاد. امروز بخاطر صرفه جویی در وقت ، بازی از زیر سبد ادامه می یابد. در ابتدا تعداد بازیکنان هر تیم نامحدود بود. بعدها هر تیم می توانست از ۳ تا ۴۰ نفر بازیکن تشکیل شود. بعد از مدتی ، تعداد بازیکنان هر تیم به ۹ نفر و سپس ۷ نفر و بالاخره در سال ۱۸۹۷ به ۵ نفر رسید. در هنگام خطا ، هرکدام از بازیکنان می توانستند پرتاب آزاد را انجام دهند. اما امروزه هر بازیکن ، تنها می تواند از پرتاب آزاد مربوط به خود استفاده نماید.
در ابتدا بازیکنان بلند قد زیر سبد می ایستادند تا توپ را وارد سبد کنند. بعدها برای جلوگیری از این موضوع ’’قانون سه ثانیه‘‘ وضع شد. در ابتدا هر بازیکن بدون آنکه حق دویدن داشته باشد ، می توانست یکبار توپ را به زمین بزند. بعدها این تعداد به ۲ و ۳ رسید و سپس نامحدود گردید. درعوض ، قانون رانینگ و سپس دوبل وضع شد.
در آغاز هیچ بازیکنی ، جایگزین بازیکن دیگری که از زمین خارج شده بود نمی شد. ولی بعدها این قانون تغییر کرد و در عوض تعداد خطاهایی که موجب اخراج بازیکن می شد از ۲ به ۵ افزایش یافت. امروزه چهار خطا از هر تیم موجب پرتاب آزاد تیم مقابل می گردد. در ابتدا ، بازی از دو نیمه ۱۵ دقیقه ای تشکیل می شد. بعدها این زمان به ۲۰ دقیقه برای هر نیمه و ۱۵ دقیقه استراحت بین دو نیمه افزایش یافت. هم اکنون بازی از چهار پریود (دوره) ۱۰ دقیقه ای تشکیل می شود که زمان استراحت بین پریود اول و دوم ۲ دقیقه ، زمان استراحت بین پریود دوم و سوم ۱۵ دقیقه و زمان استراحت بین پریود سوم و چهارم هم ۲ دقیقه است. همچنین در قوانین پیشین ، هر تیم می توانست از آغاز تا پایان بازی ، توپ را در زمین خود نگه دارد. برای جلوگیری از این وضعیت ، در سال ۱۹۳۶ ، قانون ۱۰ ثانیه وضع گردید. امروز این زمان به هشت ثانیه کاهش یافته است. در ابتدا بازیکنان تنها با یک دست دریبل می کردند و دریبل کننده مجاز به شوت کردن نبود. این قانون ، بعدها بصورت فعلی اصلاح گردید.
اولین مسابقه بین دو تیم در سال ۱۸۹۲ اجرا شد. رهبری یکی از تیم ها را ’’جیمز نیسمیت‘‘ و دیگری را ’’آمرس آلونر واستگ‘‘ بعهده داشت. پس از این مسابقه ، محبوبیت بسکتبال در بین جوانان بیشتر شد. در سال ۱۸۹۱ اولین تیم بانوان تشکیل گردید و قوانین بسکتبال بانوان در سال ۱۸۹۹ میلادی منتشر گردید.
این ورزش در آغاز با سرعت کم و به کندی انجام می شد. زمین بازی نیز در ابتدا به سه قسمت تقسیم می شد و فعالیت بازیکنان هر ناحیه ، تنها در محدوده مربوط به خود مجاز بود. بعدها که بازی سرعت بیشتری یافت ، زمین بازی نیز به دو قسمت تقسیم شد. شوت جفت نخستین بار در سال ۱۹۳۰ به نمایش درآمد. این نوع شوت را ’’هنگ لویی ستی‘‘ دانشجوی دانشگاه استانفورد آمریکا در ایالت کالیفرنیا ابداع نموده بود. این ابتکار جذابیت بسکتبال را نزد جوانان افزایش داد.
در سال ۱۹۳۲ فدراسیون آماتوری بسکتبال در ژنو با نمایندگی چند کشور تشکیل شد. از آن پس بسکتبال به رشته های ورزشی المپیک پیوست. اولین دوره مسابقات در سال ۱۹۳۶ در المپیک برلین ، با شرکت ۲۱ تیم برگزار شد.
این ورزش در سال ۱۳۱۴ شمسی ، توسط ’’فریدون شریف زاده‘‘ که در آن زمان در کشور ترکیه دانشجو بود به ایران شناسانده شد و ابتدا در ’’کالج البرز‘‘ رواج یافت. بالاخره ده سال بعد ، یعنی در سال ۱۹۴۸ تیم بسکتبال کشورمان در المپیک لندن شرکت نمود.
برگرفته از سایت آفتاب
راه حل نهایی
نازی ها برای پنهان کردن ماهیت واقعی جنایات خود اغلب از زبان دارای حسن تعبیر استفاده می کردند. مثلاً آنها برای اشاره به طرح و نقشه خود مبنی بر معدوم كردن قوم یهود از عبارت "راه حل نهایی" استفاده می کردند. دقیقاً مشخص نیست که رهبران آلمان نازی چه زمانی به طور قطع تصمیم گرفتند که "راه حل نهایی" را به اجرا درآورند. نسل کشی یا نابودی دسته جمعی یهودیان، نقطه اوج یك دهه اقدامات تبعیض آمیز و خشونت بار روز افزون بود.
| دو بازمانده، کنار یکی از گودال های حاوی خاکستر بدن انسان در اردوگاه کار اجباری "دورا- ميتلباو"، در حوالی نورتهاوزن. آلمان، آوریل - مه 1945. |
در دوره حکمرانی آدولف هیتلر، شکنجه و جداسازی یهودیان در مراحل مختلف اجرا می شد. پس از به قدرت رسیدن حزب نازی در آلمان در ١٩٣٣، نژاد پرستی تحت حمایت حكومت باعث وضع قوانین ضدیهود، تحریم های اقتصادی و پوگروم خشونت بار "شب شیشه های شکسته" (کریستال ناخت) گردید؛ تمام این موارد به منظور جداسازی سازمان یافته یهودیان از جامعه و بیرون راندن آنها از کشور انجام می شد.
پس از سپتامبر ١٩٣٩ با تهاجم نیروهای آلمان به لهستان (آغاز جنگ جهانی دوم)، سیاست ضدیهود گرایی تا حد حبس و در خاتمه كشتار یهودیان در اروپا شدت یافت. نازی ها ابتدا محله های یهودی نشین (مناطق محصور كه برای جداسازی و کنترل یهودیان طراحی شده بود) را در فرمانداری كل لهستان (منطقه ای در مرکز و شرق لهستان که تحت نظارت دولت غیرنظامی آلمان بود) و وارتگاو (منطقه ای در غرب لهستان که ضمیمه آلمان شد) ایجاد کردند. یهودیان لهستان و اروپای غربی كه به این محله ها تبعید می شدند، مجبور بودند در محیطی شلوغ، شرایط غیربهداشتی و با غذای ناکافی زندگی کنند.
پس از تهاجم آلمان ها به شوروی در ژوئن ١٩٤١، نیروهای اس اس و پلیس (که به عنوان واحدهای سیار كشتار عمل می کردند) عملیات كشتار گسترده ای را آغاز كردند كه در آن تمامیت جوامع یهود هدف قرار گرفت. تا پاییز 1941، نیروهای اس اس و پلیس شروع به استفاده از کامیون های سیار گاز کردند. استفاده از این کامیون های سرپوشیده که لوله های اگزوزشان به نحوی تغییر یافته بود که گاز مونواکسیدکربن درون فضای سربسته پمپاژ و به این ترتیب موجب کشتن افراد محبوس در کامیون شود، مکمل عملیات تیرباران شد.
هیتلر چهار هفته پس از حمله به اتحاد جماهیر شوروی در 17 ژوئیه 1941 مسئولیت تمام امور امنیتی در بخش های اشغالی اتحاد جماهیر شوروی را به فرمانده نیروهای اس اس، هاینریش هیملر سپرد. هیتلر به هیملر اختیار تام داد تا هرگونه تهدید قابل توجه علیه حکومت دائم آلمان را از میان بردارد. 2 هفته بعد، در 31 ژوئیه 1941، هرمان گورینگ- یکی از رهبران نازی- به ژنرال راینهارد اختیارات کامل داد تا مقدمات لازم برای اجرای " راه حل کامل معضل یهود" را فراهم آورد.
در پاییز ١٩٤١، هانریش هیملر- فرمانده نیروهای اس اس- ژنرال آلمانی با نام اودیلو گلوبوکنیک (فرمانده پلیس و نیروی اس اس در ناحیه لوبلین) را منصوب کرد تا طرح کشتار سازمان یافته یهودیان ساكن درفرمانداری كل لهستان را به اجرا گذارد. سرانجام اسم رمز "عملیات راینهارد"، نام ژنرال راینهارد هایدریش (كه در ماه مه ١٩٤٢ توسط پارتیزان های چك ترور شده بود) براین طرح نهاده شد. به عنوان بخشی از عملیات راینهارد، سه اردوگاه مرگ صرفاً با هدف کشتار دسته جمعی در لهستان ساخته شد كه عبارت بودند از: بلزک، سوبیبور و تربلینکا.
اردوگاه مایدانک گاه به عنوان محل کشتار یهودیان ساکن در "فرمانداری کل لهستان" مورد استفاده قرار می گرفت. این اردوگاه دارای اتاق های گاز بود که نیروهای اس اس در آن ده ها هزار یهودی - عمدتاً کسانی که در اثر بیگاری دیگر توان کار کردن نداشتند- را کشتند. نیروهای اس اس و پلیس، حداقل 152 هزار نفر - عمدتاً یهودی و همچنین چند هزار کولی- را در کامیونهای گاز در مرکز کشتار خلمنو، حدود سی مایلی شمال غربی لودز به قتل رساندند. هیملر در بهار 1942 آشویتس 2 ( آشویتس- برکناو) را به عنوان تأسیسات کشتار تعیین کرد. مقامات اس اس تقریباً یک میلیون یهودی از کشورهای گوناگون اروپا را در آشویتس-برکناو به قتل رساندند.
نیروهای اس اس و پلیس آلمان حدود دو میلیون و هفتصد هزار یهودی را در مراکز کشتار از طریق خفگی با گاز سمی و یا تیرباران به قتل رساندند. "راه حل نهایی" در كلیت خود، کشتار همه یهودیان اروپایی را با استفاده از گاز، تیرباران و شیوه های دیگر ایجاب می كرد. تقریباً شش میلیون مرد، زن و کودک یهودی در طول هولوکاست کشته شدند؛ این تعداد، دو سوم از یهودیانی را تشكیل می داد که پیش از جنگ جهانی دوم در اروپا زندگی می کردند
برگرفته از سایت دایرة المعارف هولوكاست
برگرفته از سایت دایرة المعارف هولوكاست
اشتراک در:
پستها (Atom)
